شاکی : آقایان رضا ناصری و پرویز قربانلو مقدمه : شاکی طی دادخواست تقدیمی اعلام داشته است ، اینجانب پس از اتمام پیمان و لغو قرارداد از پروژه پیمانکار اخراج گردیدم بنابراین طبق مقررات به تأمین اجتماعی جهت برقراری بیمه بیکاری مراجعه کردم . سازمان تأمین اجتماعی با عنوان این مطلب که مطابق دستور اداری شماره 10428 و بند 7 آن استناد نموده و از برقراری بیمه بیکاری استنکاف کرده است . نظر به اینکه دستور اداری مورد شکایت موجب تضییع حق شده و قانونی نمی باشد ابطال آن مورد تقاضا است . معاون حقوقی و امور مجلس سازمان تأمین اجتماعی در پاسخ به شکایت مذکور نامه شماره 13591/7100 مورخ 1/5/1381 اعلام داشته اند. در بند 7 توافقنامه مورد شکایت آمده است «کارکنان شاغل در کارهای با ماهیت غیردائمی مانند طرحها، پروژه ها، پیمانها، فعالیت های ساختمانی و عمرانی و... صرفاً در صورتی که براساس رأی مراجع حل اختلاف در اثنای کار و فعالیتی که بابت آن استخدام گردیده اند اخراج شده باشند مشمول استفاده از مقرری بیمه بیکاری خواهند بود». برخلاف تصور شاکی مورد شکایت هیچگونه مغایرتی با قوانین و مقررات ذیربط ندارد. زیرا اولاً شاکی برداشت و تعبیر صحیحی از موضوع «بیکاری بدون میل و اراده » نداشته است . ثانیاً بیکاری مشمولین بند 7 یاد شده پس از اتمام پروژه منتسب به طبیعت و ماهیت غیردائم و موقت فعالیت های مذکور در بند 7 می باشد. ثالثاً افراد شاغل در چنین فعالیت های در حاق وجدان خود و هنگام ورود در چنین فعالیت هایی به این امر آتی اذعان و آگاهی دارند که پس از اتمام موضوع فعالیت بیکار خواهند گردید. در حالی که بیکاری مشمول قانون بیمه بیکاری عبارت از بیکاری است که منبعث از عامل خارج از اراده کارگر باشد. آری چنانچه اینگونه افراد در اثنای کار یا پروژه اخراج گردند قانوناً وفق صریح بند 7 یاد شده مشمول حمایت خواهند بود. مدیرکل دفتر امور حقوقی وزارت کار و امور اجتماعی نیز در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره 48701 مورخ 9/6/1382 مبادرت به ارسال تصویرنامه 44229 مورخ 25/5/1382 دفتر بیمه بیکاری نموده است . در نامه مدیرکل دفتر بیمه بیکاری آمده است تعداد زیادی از افراد مشمول به استناد بند 7 دستورالعمل مورخ 30/1/1379 منتفع می گردند. زیرا در شرایطی که فرد در اثنای قرارداد و یا اثنای فعالیت پروژه اخراج می گردد براساس رأی مراجع در صورت بروز اختلاف و عدم توافق طرفین مبنی بر قطع رابطه کاری ، رأی هیأت حل اختلاف قطعی و لازم الاجرا است . کارگر در چنین شرایطی از مزایای قانون بیمه بیکاری استفاده می نماید. هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق به ریاست حجت الاسلام والمسلمین دری نجف آبادی و با حضور روسای شعب بدوی و روسا و مستشاران شعب تجدیدنظر تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آرا به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می نماید. رأی هیأت عمومی با عنایت به تعریف مندرج در ماده 2 قانون بیمه بیکاری که تصریح دارد «بیکار، بیمه شده ای است که بدون میل و اراده بیکار شده و آماده به کار باشد» و در نظر گرفتن اینکه بیکار شدن به لحاظ اتمام و پایان کار در مشاغل که طبیعت و ماهیت آنها غیردائمی و فصلی بوده منصرف از تعریف فوق و از مصادیق بیکاری بدون میل و اراده تلقی نمی شود. بنابراین مفهوم مخالف بند 7 دستورالعمل شماره 10428/1000 مورخ 30/1/1379 مبنی بر عدم تعلق بیمه بیکاری به لحاظ اتمام و پایان کار به کارکنانی که در اینگونه مشاغل از قبیل طرحها، پروژه ها، پیمانها و فعالیت های عمرانی غیردائمی و نظایر آن به کار اشتغال داشته اند مخالف با قانون و یا خارج از حدود اختیارات تشخیص داده نمی شود.