شاکی: آقای عباس میرزائی مقدمه: الف- 1- شعبه شانزدهم در رسیدگی به پرونده کلاسه 81/84 موضوع شکایت آقای یوسف قوطاسلو به طرفیت اداره آموزش و پرورش منطقه میانه به خواسته، مطالبه مابه التفاوت وجوه ایام مرخصی استحقاقی ذخیره شده به شرح دادنامه شماره 1202 مورخ 15/6/1382 چنین رأی صادرنموده است: شاکی اعلام داشته است که در مهرماه سال 1380 به افتخار بازنشستگی نایل شده و دارای 420 روز مرخصی استحقاقی ذخیره شده می باشد که آموزش و پرورش آذربایجان شرقی در پرداخت حقوق ایام ذخیره شده حق عائله مندی را کسر نموده و پرداخت نکرده است. با توجه به مندرجات پرونده و ملاحظه احکام کارگزینی قبل از بازنشستگی که میزان حقوق وی را 1379381 ریال و از بابت مرخصی ذخیره شده 1262901 ریال تقلیل داده است و عمل و اقدام مشتکی عنه مستند به منشاء قانونی نیست، چون حقوق ایام مرخصی ذخیره شده باید همانند ایام کارکرد مستخدم بدون کسر هزینه عائله مندی و اولاد پرداخت شود. علیهذا خواسته شاکی را موجه تلقی و حکم به ورود شکایت صادر و اعلام می دارد. الف – 2 – شعبه هشتم تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه ت 8/82/962 موضوع تقاضای تجدیدنظر اداره کل امور اداری وزارت آموزش و پرورش به خواسته تجدیدنظر در دادنامه شماره 1202 مورخ 15/6/1382 شعبه شانزدهم دیوان به شرح دادنامه شماره 329 مورخ 16/3/1383 با رد تجدیدنظر خواهی دادنامه بدوی را عینا تایید و استوار نموده است. ب – 1 – شعبه سیزدهم در رسیدگی به پرونده کلاسه 82/2296 موضوع شکایت آقای عباسعلی میرزائی به طرفیت وزارت آموزش و پرورش سازمان آموزش و پرورش آذربایجان شرقی به خواسته وجوه حق اولاد و حق عائله مندی زمان مرخصی ذخیره شده به مدت 535 روز به شرح دادنامه شماره 3256 مورخ 30/11/1382 چنین رأی صادرنموده است: نظر به اینکه مرخصی استحقاقی از جمله حقوق مکتسبه مستخدم بوده که در صورت عدم استفاده از مرخصی استحقاقی اداره طرف شکایت باید در مقام پرداخت حقوق قانونی وی اقدام نماید بر این اساس شکایت به شرح خواسته موجه و مدلل تشخیص حکم به ورود شکایت شاکی صادر و اعلام می شود. ب – 2 – شعبه نهم تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه 83/18 موضوع تقاضای تجدیدنظر سازمان آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی به خواسته تجدیدنظر در دادنامه شماره 3256 مورخ 30/11/1382 شعبه سیزدهم دیوان به شرح دادنامه شماره 528 مورخ 9/4/1383 چنین رأی صادرنموده است: خلاصه اعتراض سازمان تجدیدنظر خواه نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته اینکه با توجه به تبصره ذیل ماده 3 قانون نحوه تعدیل نیروی انسانی مصوب سال 1366 و نیز مصوبه شماره 3286 / د / 1 مورخ 5/4/1375 سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور حقوق و فوق العاده موضوع ماده 6 قانون نظام هماهنگ پرداخت (فوق العاده جذب) است با توجه به مراتب بند 6 دستورالعمل شماره 2280/د مورخ 5/7/1365 سازمان امور اداری و استخدامی کشور راجع به نحوه اجرای تبصره های 1 و 2و 3 و 4 ماده 74 قانون استخدام کشوری مبنی بر اینکه منظور از حقوق و مزایای مستمر که در قبال بازخرید خدمت و مرخصی و استحقاقی استفاده نشده در وزارتخانه ها، مؤسسات و شرکتهای دولتی مشمول قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت قابل پرداخت است صرفاً حقوق، فوق العاده شغل و فوق العاده موضوع ماده 6 قانون مزبور می باشد و دلیلی بر ابطال دستورالعمل مذکور ارائه نگردیده است اعتراض وارد تشخیص می گردد. لذا ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته و به لحاظ اینکه فوق العاده عائله مندی و حق اولاد در ردیف فوق العاده مذکور در بند 6 دستورالعمل فوق الذکر احصاء نگردیده حکم به رد شکایت شاکی صادر می گردد. هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور رؤسای شعب بدوی و روسا و مستشاران شعب تجدیدنظر تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می نماید. رأی هیأت عمومی اولاً: با عنایت به مجموع محتویات پرونده های فوق الذکر تناقض آراء در مدلول دادنامه های مزبور محرز و محقق است. ثانیاً: بنابر عموم و اطلاق تبصره ماده 3 قانون تعدیل نیروی انسانی دستگاههای دولتی مصوب 1366 که مقرر داشته است «مستخدم رسمی می تواند هنگام تقاضای بازنشستگی، حقوق و فوق العاده های مربوط به ایام مرخصی های استحقاقی استفاده نشده خود را مطالبه و یا تقاضا نماید در احتساب سابقه خدمت جهت تعیین حقوق بازنشستگی یا ازکارافتادگی به جمع خدمت رسمی وی اضافه شود و در صورتی که مستخدم رسمی فوت شود و استحقاق مرخصی داشته باشد تمام حقوق و فوق العاده های مربوط بابت مرخصی استحقاقی به وراث قانونی وی پرداخت خواهد شد.» دادنامه قطعی شماره 329 مورخ 16/3/1383 شعبه هشتم تجدیدنظر مبنی بر تایید دادنامه شماره 1202 مورخ 15/6/1382 شعبه شانزدهم بدوی دیوان که متضمن تایید استحقاق مستخدم رسمی دولت به دریافت حقوق و فوق العاده های مربوط به ایام مرخصی های استحقاقی استفاده نشده از جمله حق اولاد و کمک عائله مندی می باشد صحیح و موافق قانون تشخیص داده می شود. این رأی به استناد قسمت اخیر ماده 20 اصلاحی قانون دیوان برای شعب دیوان و سایر مراجع ذیربط در موارد مشابه لازم الاتباع است.