شاکی: آقای ماشاءاله فدائیان آرانی. گردش کار: الف- شعبه نهم دیوان در رسیدگی به پرونده کلاسه 86/1854 موضوع شکایت آقای ماشاءاله فدائیان آرانی به طرفیت سازمان تأمین اجتماعی اصفهان به خواسته لحاظ نمودن سوابق گذشته به شرح دادنامه شماره 2714 مورخ 21/12/1386 چنین رأی صادر نموده است، نظر به اینکه احراز و اشتغال و سابقه کار و میزان دستمزد مستلزم رسیدگی به موضوع در هیأتهای مندرج در ماده 157 قانون کار هیأتهای تشخیص و حل اختلاف اداره کار میباشد و این امر در خصوص شاکی انجام نپذیرفته، لذا شعبه بر این اساس شکایت شاکی را قابل استماع ندانسته قرار رد آن را صادر و اعلام میدارد. ب- شعبه بیستم دیوان در رسیدگی به پرونده کلاسه 85/185 موضوع شکایت آقای فخراله ستاری آرانی به طرفیت سازمان تأمین اجتماعی به خواسته لحاظ سوابق بیمه پرداخت شده به شرح دادنامه شماره 3749 مورخ 19/10/1385 چنین رأی صادر نموده است، با عنایت به اطلاق ماده 148 قانون کار و مفهوم مخالف ماده 7 قانون تأمین اجتماعی به جهت اولویت قانون به بخشنامههای داخلی سازمان تأمین اجتماعی که به موجب آن سوابق پرداخت شده را لحاظ ننمودهاند، حکم به ورود شکایت شاکی صادر و اعلام مینماید. ج- شعبه اول تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه 86/2127 موضوع تجدیدنظر خواهی اداره کل تأمین اجتماعی استان اصفهان نسبت به دادنامه شماره 3749 مورخ 19/10/1385 به شرح دادنامه شماره 2490 مورخ 27/11/1386 چنین رأی صادر نموده است، با عنایت به متن دادخواست شاکی و مفاد لوایح و دادخواست تجدیدنظر خواهی سازمان تأمین اجتماعی و مکاتبات صورت گرفته بین تأمین اجتماعی و اداره جهاد کشاورزی آران و بیدگل از توابع استان اصفهان مزرعه محل اشتغال شاکی نیمه مکانیزه تشخیص گردیده است و با ملاحظه نامه شماره 12661 مورخ 2/6/1384 رئیس اداره تأمین اجتماعی آران و بیدگل مبنی بر اینکه چنانچه مزرعه مـذکور نیمه مکانیزه باشد، سوابق بیمهای شاکی و دیگرکارگران شاغل احتساب خواهـد شد، دیوان عدالت اداری آقای فخراله ستاری آرانی را ذیحق میشناسد، بنابراین دادنامه بدوی صادره از شعبه بیستم دیوان عدالت عیناً تایید و استوار میگردد. هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان علیالبدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بـررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء بـه شرح آتی مبادرت بـه صدور رأی مینماید. رأی هیأت عمومی الف- تعارض در مدلول دادنامههای فوقالذکر محرز بنظر میرسد. ب- مطابق ماده 157 قانون کار رسیدگی به هرگونه اختلاف فردی بین کارفرما و کارگر یا کارآموز که ناشی از اجرای قانون مزبور و سایر مقررات کار، قرارداد کارآموزی، موافقت نامههای کارگاهی یا پیمانهای دسته جمعی کار باشد در صورت عدم حصول سازش طبق این ماده در صلاحیت مراجع حل اختلاف کار قرار دارد. نظر به اینکه حسب محتویات پروندههای فوقالذکر شکایت و خواسته شاکیان مبتنی بر وجود اختلاف با کارفرما در نحوه اجرای مقررات قانون کار نیست بلکه خواسته احتساب سوابق خدمت در مدت پرداخت حق بیمه به طرفیت سازمان تامین اجتماعی است و شکایت آنان به کیفیت مطروحه متوجه سازمان اخیرالذکر است. بنابراین دادنامه قطعی شماره 3749 مورخ 19/10/1385 شعبه بیستم دیوان منحصراً در حدی که متضمن ضرورت رسیدگی به شکایت شاکی در دیوان است، موافق اصول و موازین قانونی تشخیص داده میشود. این رأی به استناد بند 2 ماده 19 و ماده 43 قانون دیوان عدالت اداری برای شعب دیوان و سایر مراجع اداری ذیربط در موارد مشابه لازمالاتباع است.