شاکی: آقای ستار محمدی مقدمه: الف) شعبه پانزدهم دیوان در رسیدگی به پرونده کلاسه 278/86 موضوع شکایت خانم زکیه باقری نژاد به طرفیت سازمان تأمین اجتماعی به خواسته احتساب سابقه و برقراری مستمری بازماندگان به شرح دادنامه شماره 465 مورخ 27/3/1387 چنین رأی صادر نموده است، شاکیه با استناد به رأی اداره کار خواهان الزام سازمان مشتکی عنه به احتساب سابقه سپس برقراری مستمری بازماندگان مرحوم علی شیربیگی پور می باشد و سازمان تأمین اجتماعی به موجب لایحه دفاعیه شماره 4990 مورخ 25/2/1387 ضمن دفاع از شکوائیه شاکی درخصوص رأی اداره کار اعلام نموده است صرفاً براساس اظهارات و بدون مستند بازماندگان کارگر مرحوم، کارفرما را مکلف به 6 سال حق بیمه نموده است، خواهان رد شکایت می باشد. علیهذا و به دلایل فوق الاشعار مستنداً به ماده 36 قانون تأمین اجتماعی و رأی لازم الاتباع شماره 30-29 مورخ 26/1/1386 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری رأی به ورود شکایت دائر بر الزام مشتکی عنه به بررسی مجدد به موضوع احتساب سابقه با توجه به مفاد رأی اداره کار و برقراری مستمری صادر واعلام می گردد. ب) شعبه بیستم دیوان در رسیدگی به پرونده کلاسه 817/85 موضوع شکایت خانم سوسن جادری به طرفیت تأمین اجتماعی دهلران به خواسته برقراری مستمری بازماندگان به شرح دادنامه شماره 949 مورخ 16/4/1387 چنین رأی صادر نموده است، از آنجا که به موجب ماده 157 قانون کار هیأت های تشخیص و حل اختلاف به اختلافات فی مابین کارگر و کارفرما که ناشی از اجرای مقررات آن قانون باشد رسیدگی می نمایند، صرف نظر از اینکه دلیلی به کارکرد مرحوم عبدالامیر جادری نزد آقای جبار جباری وجود ندارد بر فرض سابقه اشتغال کارکرد کارگر مذکور چرا در زمان حیات خود معترض عدم پرداخت حق بیمه از سوی کارفرما نشده است و ذکری از رسیدگی های هیأت های تشخیص و حل اختلاف فی مابین کارفرما و اشخاص ثالث نیز در ماده 157 قانون کار نیامده است از طرفی سازمان تأمین اجتماعی به عنوان یک سازمان مستقل که هم وظیفه و تکلیف پرداخت بازنشستگی و مستمری و امثالهم را بر عهده دارد به موجب مواد 39، 40، 41، 42 و 100 و آیین نامه های اجرایی و وظایف تشکیلاتی خود حق تشخیص و احراز سابقه اشتغال افراد و پرداخت حق بیمه و الزام کارفرما را نیز دارد و درخواست شاکی نیز قبلاً مطرح و بی حقی وی اثبات شده است و رأی هیأت تشخیص کار و آن هم متکی به صرف اظهار کارفرما بدون هرگونه تحقیقی در رابطه با احراز سابقه اشتغال کارگر و آن هم خارج از صلاحیت خود به شرحی که گذشت موجد تکلیف برای سازمان تأمین اجتماعی نمی باشد، علیهذا شکایت شاکی غیر وارد تشخیص حکم به رد شکایت شاکی صادر و اعلام می گردد. هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان علی البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می نماید. رأی هیأت عمومی الف) تعارض در مدلول دادنامه های فوق الذکر محرز به نظر می رسد. ب) نظر به اینکه مرجع رسیدگی به اختلافات بین کارگر و کارفرما و یا قائم مقام قانونی آنها در موارد خاص در اجرای قانون کار از جمله احراز رابطه کارگری و کارفرمایی موضوع مادتین 2 و 3 قانون کار و مدت آن و الزام کارفرما به پرداخت حق بیمه کارگر خود حسب ماده 148 قانون مذکور در صلاحیت اختصاصی مراجع حل اختلاف کار قرار دارد و آراء قطعی مراجع مزبور لازم الاجراء است، بنابراین دادنامه شماره 465 مورخ 27/3/1387 شعبه پانزدهم دیوان که مفید لزوم تبعیت سازمان تأمین اجتماعی از رأی مرجع حل اختلاف کار در موارد فوق الذکر و برقراری مستمری بیمه شده متوفی با رعایت مقررات مربوط است صحیح و موافق اصول و موازی قانونی می باشد. این رأی به استناد تبصره 2 ماده 19 و ماده 43 قانون دیوان عدالت اداری برای شعب دیوان و سایر مراجع اداری ذی ربط در موارد مشابه لازم الاتباع است.