شاکی: آقای محمد غلام نژاد گردش کار: آقای محمد غلام نژاد به موجب درخواستی اعلام کرده است که: با سلام، احتراماً، به استحضار می رسانم اینجانب محمد غلام نژاد دارای شماره بایگانی 910599 و رأی صادر شده از شعبه بیستم دیوان عدالت اداری می باشم. با توجه به این که اینجانب 23 سال در کار سخت و زیان آور در شرکت ماشین سازی اراک انجام وظیفه کردم. لذا با توجه به این که همکاران اینجانب شغل همسانی داشته اند و شغل همه همکاران مثل هم بوده است، لذا با توجه به آراء صادر شده، دادنامه شماره 3969- 22/12/1388 از شعبه 18 و رأی صادر شده از شعبه 8 به شماره دادنامه 862- 18/7/185 که حکم به ورود صادر شده و مشاغل سخت و زیان آور آنها تأیید شده است. لذا خواهشمند است دستور فرمایید ضمن رسیدگی به تعارض آراء مذکور و رفع تعارض به استناد ماده 43 قانون دیوان عدالت اداری اقدام لازم جهت صدور رأی شایسته مبذول فرمایید. ضمناً اینجانب 25% جانباز و آزاده می باشم. گردش کار پرونده ها و مشروح آراء به قرار زیر است: الف: شعبه بیستم دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره 9109980900015656 با موضوعدادخواست آقای محمد غلام نژاد به طرفیت اداره کار و امور اجتماعی استان مرکزی و به خواسته اعتراض به رأی مورخ 31/2/1387 کمیته تجدید نظر استانی بررسی و تطبیق مشاغل سخت و زیان آور استان مرکزی، به موجب دادنامه شماره 9109970902001439- 7/5/1391، مفاداً به شرح آینده به صدور رأی مبادرت کرده است: راجع به اعتراض آقای محمد غلام نژاد به طرفیت کمیته استانی تشخیص مشاغل سخت و زیان آور کار و امور اجتماعی استان مرکزی اعتراض به رأی مورخ 31/2/1387 صادر شده از آن هیأت، نظر به شرح دادخواست شاکی و مستندات پیوست و مفاد لایحه شماره 1295- 20/4/1391 ارسالی از ناحیه خوانده دلیلی که زمینه نقض یا ابطال و بی اعتباری رأی معترضٌ به را فراهم آورد مشهود نیست از حیث رسیدگی شکلی و ماهوی نیز ایرادی به رسیدگی مترتب نیست. علی هذا این شعبه دیوان عدالت اداری شکایت شاکی را غیر وارد تشخیص و به رد شکایت وی حکم صادر و اعلام می دارد. رأی دیوان قطعی است. آقای محمد غلام نژاد به موجب دادخواستی نسبت به دادنامه شماره 9109970902001439 شعبه بیستم دیوان عدالت اداری تقاضای اعاده دادرسی کرده است که به موجب دادنامه شماره 9109970902002116 – 25/7/1391 حکم به رد اعاده دادرسی صادر شده است. ب: شعبه هفدهم دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره 17/84/2318 با موضوع دادخواست آقای قاسم سعیدی به طرفیت اداره کار و امور اجتماعی استان مرکزی و به خواسته اعتراض به رأی کمیته تجدیدنظر استانی بررسی و تطبیق مشاغل سخت و زیان آور استان مرکزی، به موجب دادنامه شماره 1138- 14/4/1385، مفاداً به شرح آینده به صدور رأی مبادرت کرده است: در خصوص شکایت آقای قاسم سعیدی در اعتراض به تصمیم مورخ 14/8/1384 شورای عالی حفاظت فنی با عنایت به مندرجات دادخواست و مفاد لایحه طرف شکایت به شماره 12045-8/2/1385 و اظهارات شاکی در متن دادخواست مبنی بر این که آقایان عباس مرآتی- علی اکبر رضائی- علی اکبر شالی بیگ و بهمن نقدی که همگی درواحد برنامه ریزی و تحت شرایط یکسان با نامبرده خدمت کرده اند مشمول قانون کارهای سخت و زیان آور شده اند و در جهت بررسی موضوع، حسب تصمیم شعبه و کلیه مدارک و مستندات در خصوص نامبرده از شورای عالی حفاظت فنی مطالبه شد که وفق نامه شماره 43294- 12/4/1385 صرفاً همان مدارک و مستنداتی که شاکی پیوست دادخواست کرده بود ارائه شده که ضمیمه است و در خصوص ادعای مشارالیه نیز پاسخی ابراز نشده مضافاً به این که مشاغل شاکی به عنوان مشاغل برنامه ریزی و نظارت به منظور کنترل تولید و کیفیت محصولات تولیدی کارخانه بوده که مورد تأیید طرف شکایت نیز واقع شده و از طرفی مدیر منابع انسانی ماشین سازی اراک نیز طی شماره 493/13410- 19/2/1385 گواهی و تأیید کرده مشابه ایشان ( عباس مرآتی) با داشتن سابقه کار در مشاغل پیگیر برنامه ریزی ... در سال 1383 با استفاده از مزایای بازنشستگی در مشاغل سخت و زیان آور بازنشسته شده و تعداد زیاد دیگری نیز با استفاده از مزایای فوق بازنشسته شده اند گرچه طرف شکایت مدعی آن شده بود که مشاغل مورد نظر به دلیل عدم استمرار و عدم حضور دائم وی در خط تولید سخت و زیان آور شناخته نشده اما در جهت اجرای ماده 13 آیین نامه اجرایی برای این ادعا مستندی ابراز نکرده در نتیجه به لحاظ شرایط یکسانی که از حیث تشخیص وجود داشته و این مراتب در نامه مدیر منابع انسانی ماشین سازی اراک نیز تأیید و گواهی شده عدم پذیرش خواسته شاکی تبعیض برخلاف قانون استنادی بوده که این مهم برخلاف اصل 20 قانون اساسی است مضافاً به این که کمتیه استانی هم نظر به سخت و زیان آور بودن مشاغل شاکی داده بنا به مراتب شکایت شاکی موجه تشخیص به وارد دانستن آن حکم صادر و اعلام می شود. رأی دیوان قطعی است. آقای قاسم سعیدی به موجب دادخواستی نسبت به دادنامه شماره 1138- 14/4/1388 صادر شده از شعبه هفدهم دیوان عدالت اداری تقاضای تجدیدنظر خواهی کرده است که شعبه هشتم تجدیدنظر به موجب دادنامه شماره 862- 18/7/1385 ضمن رد تجدیدنظر خواهی به تأیید دادنامه بدوی حکم صادر کرده است. ج: شعبه هجدهم دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره 18/88/1287 با موضوع دادخواست آقای عباس برخورداری کرهرودی به طرفیت اداره کار و امور اجتماعی استان مرکزی و به خواسته اعتراض به رأی کمیته تجدیدنظر استانی بررسی و تطبیق مشاغل سخت و زیان آور استان مرکزی به موجب دادنامه شماره 3969-22/12/1388، مفاداً به شرح آینده به صدور رأی مبادرت کرده است: در خصوص شکایت آقای عباس برخورداری کرهرودی به طرفیت اداره کار و امور اجتماعی استان مرکزی کمیته کارهای سخت و زیان آور به خواسته الزام کمیته به بررسی مجدد با توجه به محتویات پرونده و لایحه طرف شکایت که به شماره 1352-8/7/1388 ثبت دفتر لوایح این شعبه شده است و با ملاحظه و مداقه در پرونده استنادی خوانده و با عنایت به این که اولاً: لایحه جوابیه که گزارش کامل از پرونده شاکی و دفاع مؤثر از دادخواست وی است ارائه نشده است. ثانیاً: حسب احکام کارگزینی شاکی از سال 6/7/1364 در آن شرکت شروع به کار کرده و در حالی که در برگه پیوست که در خصوص درخواست بررسی و تطبیق مشاغل بیمه شده ( سخت و زیان آور) از 17/8/1368 مورد بررسی قرار گرفته است و نسبت به چهار سال قبل آن مشخص نیست. ثالثاً: طبق نامه مورخ 12/5/1388 مدیر منابع انسانی تعداد زیادی از همکاران که در شغل مشابه شاکی بوده اند با استفاده از مزایای بازنشستگی در مشاغل سخت و زیان آور بازنشسته شده اند. بنابراین دعوای مطروح را وارد تشخیص و به استناد مواد 7 و 4 قانون دیوان عدالت اداری رأی معترضٌ به نقض و مقرر می دارد به هیأت همعرض با در نظر گرفتن مراتب فوق الاشعار وفق مقررات قانونی مجدداً به موضوع رسیدگی کند. رأی دیوان قطعی است. هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رأی مبادرت میکند. رأی هیأت عمومی در خصوص اعلام تعارض آراء صادر شده از شعب دیوان عدالت اداری به شرح مندرج در گردشِ کار، نظر به این که در پرونده های فوق الذکر بر اساس مندرجات دادخواست و اسناد و مدارک و سایر خصوصیات منعکس در هر پرونده انشاء رأی شده است و تفاوت مدلول آنها مبتنی بر استنباط متفاوت از حکم واحدقانونگذار به نظر نمی رسد، بنابراین موضوع از مصادیق آراء متناقض موضوع بند 2 ماده 12 و ماده 89 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 تشخیص نمی شود./