شاکی : آقای ولی صفرزاده - خانم منصوره اقدمی مقدمه : شکات طی دادخواست تقدیمی اعلام داشته اند، فرزندمان مرحوم حبیب صفرزاده کارگر معدن در حین انجام کار در اثر تصادف تراکتور فوت نموده است . سازمان تأمین اجتماعی با صدور بخشنامه 9268/5000 مورخ 11/5/1377 با استناد به اینکه تحت تکفل بودن اینجانبان در زمان حیات نامبرده برای سازمان تأمین اجتماعی ابراز نشده از تعیین مستمری و هرگونه کمک خودداری می نماید. با توجه به اینکه مرحوم حبیب صفرزاده تنها نان آور خانواده بوده درخواست ابطال دستور اداری شماره 9268/5000 مورخ 11/5/1377 سازمان تأمین اجتماعی را داریم . معاون حقوقی و امور مجلس سازمان تأمین اجتماعی در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره 27624/7100 مورخ 7/9/1381 اعلام داشته اند، بیمه شده به معنای بیمه شده اصلی زنده و در حال حیات می باشد. اساساً اتصاف «بیمه شده » به وصف متکفل جز با زنده مفروض دانستن وی متصور نیست . کفالت نیز با توجه به اینکه یک امر حدوثی است محتاج اثبات می باشد و عدم اقدام بیمه شده اصلی به طرح مسأله کفالت والدین خود قرینه ای بر فقدان کفالت فیمابین در زمان حیات بیمه شده که در کنار اصل عدم کفالت ، پذیرش موضوع مذکور را برای سازمان متعسر می کند. ادله ای که والدین از قبیل شکات جهت اثبات کفالت اقامه می کنند نوعاً از جمله دلایل سهل الوصول مانند استشهادیه محلی است که بیشتر تحت تأثیر عواطف انسان دوستانه به نفع فردی اظهار می شود. غالب ادله اثباتی والدین متوفی فاقد جنبه اثباتی می باشد. تمکین به اینگونه ادعاها ای بسا موجبات تعرض به حقوق سایر بیمه شدگان و وقوع تساهل در حراست از حقوق جمیع اقشار بیمه شدگان را فراهم آورد. با توجه به جمیع جهات فوق به نظر می رسد دستور اداری فوق به لحاظ موازین حقوقی ماهیتاً اماره ای بر عدم وقوع کفالت در زمان قبل از فوت به دست می دهد که اثبات خلاف اماره یاد شده با توجه به اصل عدم کفالت و قرائن و اوضاع و احوال محتاج اقامه ادله محکمه پسند از جمله رای محاکم قضایی است . هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق به ریاست حجت الاسلام والمسلمین دری نجف آبادی و با حضور روسای شعب بدوی و روسا و مستشاران شعب تجدیدنظر تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آرا به شرح آتی مبادرت به صدور رای می نماید. رأی هیأت عمومی هر چند برقراری و پرداخت مستمری به عائله تحت الکفاله شخص بیمه شده به شرح مقرر در تبصره یک ماده 72 قانون تأمین اجتماعی منوط به تحقق و اجتماع کلیه شرایط قانونی و احراز آنها توسط مقام و مرجع ذیصلاح براساس دلایل و مدارک معتبر است ، لیکن وضع قاعده آمره مبنی بر امتناع از رسیدگی به ادعای عائله تحت تکفل بیمه شده متوفی و نفی مطلق دلایل و مدارک معتبر آنان خلاف اصول و مقررات قانونی در باب لزوم رسیدگی به ادعای اشخاص ذینفع و مستندات آنان در زمینه مطالبه مستمری مربوط است . بنابراین بخشنامه شماره 9268/5000 مورخ 11/5/1377 سازمان تأمین اجتماعی که شعب سازمان را منحصراً در زمان حیات بیمه شده و براساس تقاضای کتبی او مجاز به بررسی موضوع کفالت والدین او اعلام داشته و ادعای اشخاص ذینفع را پس از فوت بیمه شده علی الاطلاق قابل بررسی و پذیرش ندانسته است خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات آن سازمان در وضع مقررات دولتی تشخیص داده می شود و مستنداً به قسمت دوم ماده 25 قانون دیوان عدالت اداری ابطال می گردد.