شـاکــی: محب روحانی طرف شکایت: سازمان تامین اجتماعی گردشکـار: در پرونده شاکی آقای محب روحانی فرزند ابراهیم به طرفیت سازمان تأمین اجتماعی درخواست ابطال قسمتهایی از فصل چهارم دستورالعمل شماره 539/5000 مورخ 21/6/88 و بند 1 فصل ششم آن را خواستار شد. با این بیان که سازمان تأمین اجتماعی در تاریخ 21/6/88 با صدور دستورالعمل مزبور شرایط جدیدی را برای احتساب سوابق بیمه کارگران با داشتن دادنامه های هیأتهای تشخیص و هیأت حل اختلاف موضوع ماده 148 قانون کار در نحوه اجرای آراء صادره از هیأتهای مذکور اختصاص داده است که در بند چهارم دستورالعمل اجرای دادنامه صادره از هیأتهای بدوی و حل اختلاف اداره کار را منوط به رعایت تشریفات شش گانه مندرج در دستورالعمل نموده که به دلایل شش گانه ذیل غیر قانونی است. 1 ـ قانونگذار با عنایت به ماده 203 قانون کار و امور اجتماعی مصوب سال 1369 مسئولیت اجرایی آن را به وزارتخانه امور اجتماعی و دادگستری محول کرده است. 2 ـ رسیدگی به اختلافات فیما بین کارگر و کارفرما در صلاحیت مراجع هیأت تشخیص و حل اختلاف است. 3 ـ ردیف پنج فصل چهارم دستورالعمل به نحوه اقدامات قانونی سازمان تأمین اجتماعی به ماده 183 قانون کار اختصاص داده شد. 4 ـ قرارداد قطعی هیأت های بدوی و حل اختلاف در رابطه با مواد 148 تا 166 قانون کار و رأی وحدت رویه شماره 853 مورخ 11/12/87 لازم الاجرا است. 5 ـ سازمان تأمین اجتماعی منحصراً مجاز به وصول حق بیمه بر اساس ماده 28 قانون سازمان تأمین اجتماعی است. 6 ـ با قبول شکایت کارگر اثبات آن در هیأتهای تشخیص و حل اختلاف مع الوصف طبق بند 1 فصل ششم دستورالعمل موضوع می بایست در کمیته ای که به همین منظور تشکیل می شود مجدداً مورد بررسی قرار گیرد که در صورت موافقت به اجرای آن اقدام گردد. دستورالعمل مزبور غیر قانونی و ابطال آن مورد استدعاست. خلاصه مدافعات مشتکی عنه: در لایحه دفاعیه مشتکی عنه آمده است مستندات شاکی در رابطه با ماده 148 قانون کار و به استناد آرای شماره 853 مورخ 11/12/87 هـ ع و ماده 166 قانون کار اصولاً مراجع حل اختلاف قانون کار صرفاً رابطه کارگری و کارفرمائی را احراز می کنند و مدت آن را (بدون توجه به وفقه کاری ناشی از غیبت و...) تعیین می نمایند. در حالی که مبنای محاسبه سابقه پرداخت حق بیمه که می بایست مبنای مطالبه حق بیمه از کارفرما قرار گیرد. ایام اشتغال کارگر با احتساب مدت ساعات کار در روز و ایام هفته است. گاه در برخی از کارگاهها رابطه فیما بین کارگر و کارفرما دارای پیچیدگی خاص است. مثلاً کارفرمای واقعی و مجازی می تواند متفاوت باشند اما این موضوع در مراجع حل اختلاف کار کاملاً رسیدگی نشده است و این در حالی است که سازمان می بایست حق بیمه را از کارفرمای واقعی وصول کند نه مجازی و گاه آراء هیأتهای بدوی و حل اختلاف بدون حضور و دفاع طرف شکایت اعم از کارگر و کارفرما بدون استعلام از سازمان تأمین اجتماعی در خصوص مستندات رأی صادر می گردد و لازم است که در چنین موارد رفع مغایرت شود تا امکان اجرا پیدا کند و موارد دیگر نظیر این مورد که نمونه ای از تعارضات بین قانون کار و تأمین اجتماعی است که اجرای آراء با مشکل مواجه می شود و سازمان تأمین اجتماعی برای رفع این نوع مشکلات مبادرت به صدور دستورالعمل مزبور نموده و کمیته تخصصی را به منظور اجرای آراء صادره پیش بینی کرده است و مغایرت با قانون ندارد. که با توجه به رأی شماره 720 مورخ 3/3/90 هـ ع ... عالی کشور این امر در صلاحیت سازمان تأمین اجتماعی است. چون پرداخت بیمه مستلزم احراز اشتغال می باشد و اثبات آن نیاز به تحقیق و بررسی دارد و ادعای بیمه شدگان را قبل از طرح در کمیته سازمان قابل توجیه ندانسته و از سوی دیوانعالی کشور رد گردیده است، لذا رد شکایت مورد تقاضاست. رأی هیأت تخصصی نظر به اینکه در بندهای فصل چهارم دستورالعمل شماره 539/5000 مورخ 21/6/83 وضع قاعده آمره مشاهده نگردید بلکه دستورات سازمانی جهت احراز سابقه و سایر وظایف قانونی است، بنابراین مغایر قوانین اعلامی شاکی تشخیص نگردیده است، لذا به استناد بند ب ماده 84 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری رأی به رد شکایت صادر و اعلام می نماید. رأی صـادره ظرف مهلت بیست روز پس از صدور از سوی ریـاست محترم دیوان و یا ده نفر از قضات دیوان قابل اعتراض می باشد.